حميد احمدى
65
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
افرادى لاابالى و فاسق بودند ، به كار گمارد . با اين همه ، وى نسبت به اصحاب پيامبر برخوردى خاص داشت و در عين حال كه با آنها مدارا مىكرد ، احتياط را از دست نمىداد ؛ بدين بيان كه از يكسو ايشان را به خود نزديك مىكرد و از آنها مشورت مىخواست و از سوى ديگر مىترسيد مبادا دستخوش فتنهاى شود . از اين رو ، وى آنان را در مدينه نگاه مىداشت و جز با اجازه وى از شهر بيرون نمىرفتند و حتى بدون اجازه خليفه نمىتوانستند به سرزمينهاى فتحشده سفر كنند . او مىترسيد كه مردم فريفته صحابى شوند . « 1 » اين سختگيرى براى اصحاب پيامبر سخت گران بود . شايد ترس خليفه از خارج شدن صحابى از حجاز و سكونت در سرزمينهاى تازهفتحشده ، به دليل محوريت يافتن آنان و جمع كردن افراد و امكانات براى قيام و انتشار احاديث نبوى بوده ؛ احاديثى كه بهطور طبيعى مورد سؤال و درخواست نو مسلمانان بود . در واقع عمر بهشدت با نشر و ثبت كتبى حديث مخالف بود . خليفه دوم در انديشه دينى اهلسنت جايگاهى رفيع دارد . در منابع اهلسنت مقامى كه به او دادهاند ، اندكى از مقام نبوت پايينتر است و حتى به دو عنوان « محدَّث » دادهاند ؛ يعنى كسى كه به او الهام مىشود . « 2 » از ويژگىهاى فكرى عمر اين بود كه او اختيارات خود را در مقام حاكم اسلامى بسيار گسترده مىدانست ؛ بدين بيان كه افزون بر امور اجرايى ، درباره تشريع نيز حق خاصى براى خود قائل بود و با همين انديشه ، در سنن و احكام اسلامى به ابداعاتى دست يازيد ؛ همانند حذف « حَىَّ عَلى خَيرِ العَمَل » . او سخت عقيده داشت كه قرآن بهعنوان منبع و منشأ احكام و شريعت و حقوق اسلامى ، براى مسلمانان كافى است . اين انديشه سبب شد كه وى بهشدت از ثبت و نگارش احاديث نبوى ممانعت كند . « 3 » امام على عليه السلام در دوران خلافت عمر در كنار نقد حكومت و يارى او در كاهش خطاها و لغزشها ، بيشتر در عرصه فرهنگى و آموزشى به شكل خاص فعاليت مىكرد . فضاى سختگيرى و وضعيت جنگى در كشور و مراقبت دائم خليفه از على بن ابىطالب عليه السلام و ياران او ، بديشان اجازه
--> ( 1 ) . طه حسين ، الفتنة الكبرى ( انقلاب بزرگ ) ، ترجمه احمد آرام و سيد جعفر شهيدى ، ص 16 و 17 . ( 2 ) . رسول جعفريان ، تاريخ سياسى اسلام ( تاريخ خلفا ) ، ج 2 ، ص 79 . ( 3 ) . بنگريد به : مسلم بن حجّاج ، صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 14 ؛ جعفر سبحانى ، فروغ ابديت ، ج 2 ، ص 856 .